یاد یاران
بنام خدا
مختصري از سرگذشت پررنج اما پربار
مردي از اصحاب علم و معرفت
استاد خيراله اكرانژاد
استادي توانا و معلمي پرتلاش و معلم نمونه ي
سال تحصيلي 84-1383 شهرستان تنكابن
كه اكنون در سينه خاك سيه آرميده و چهره در نقاب خاك كشيده است .
سرگذشت مردي توانا بقلم برادر ناتوانش عبداله
به نام خدا
مختصري از زندگي نامه ي مردي كه از بدو تولد با تلاش و مشقت فراوان جزء عشق به كسب علم و دانش ومعرفت و دغدغه جزء آموزش آموخته هايش نداشت آن مرد كسي نبود جزء استاد خيراله اكرانژاد .
خيراله اكرانژاد در روز دو فروردين 1338 در يكي از روستاهاي منطقة جاده ي ميرزاكوچك خان رامسر در خانواده اي كشاورز و مذهبي پا به عرصه ي گيتي نهاد. او دوران تحصيلي ابتدايي خود را در محل زندگيش روستاي (مازوبانخسر) رامسر آغاز كرد و كلاس پنجم و ششم ابتدايي را در دبستان محل مجاور يعني روستاي ليماك گذراند و پس از دو الي سه سال به علت شرايط زندگي ترك تحصيل نمود و به كار كشاورزي مشغول گرديد و بعد به خاطر عشق و علاقه فراوان به تحصيل و مدرسه كه تمام وجودش را مشتعل كرده بود روزها به كار مشغول و شبانه به مدرسه ششم بهمن كتالم ( شهيد رستگاري ) كه حدود 10 الي 15 كيلومتر فاصله داشت با مشكلات اقتصادي و اجتماعي و نبود جاده و وسايل نقليه پياده رفت و آمد مي كرد و مدت 2 سال توانست كلاس اول و دوم راهنمايي را پشت سربگذارد و درسال 1357 به خدمت سربازي رفت و آن سال مصادف شد با سال پيروزي انقلاب ، و پس از انقلاب در ارديبهشت از سربازي بازگشت . او در اين مدت همواره همراه انقلاب و حركت هاي مردمي بود او از ارديبهشت ماه سال 58 تا خرداد ماه توانست سال سوم راهنمايي را به صورت متفرقه با مدرك قبولي پشت سربگذارد. در پاييز سال 1358 به استخدام آموزش و پرورش تنكابن درآمد و همچنان به تحصيلش ادامه داد تا موفق به اخذ مدرك ديپلم شد .
در سال 1364 در دانشگاه آزاد واحد تربت حيدريه استان خراسان در مقطع كارشناسي در رشتة ادبيات فارسي پذيرفته شد و يك سال در آنجا به تحصيل پرداخت و سال بعد به صورت ميهمان در دانشگاه آزاد گيلان ادامه داد و درسال 1366 از دانشگاه آزاد انصراف و در آزمون سراسري امتحان داد كه با رتبه ي 140 با انتخاب خودش در رشتة زبان ادبيات عرب دانشگاه تربيت معلم تهران پذيرفته شد و در شاخه ي حصارك كرج مشغول به تحصيل گرديد و با عشق و تلاش فراوان در آموختن زبان ادبيات عرب همت گماشت و دانشجويي نمونه بود و اكثر دوستان همه ي مشكلات و مسائل درسي شان را با ايشان حل مي كردند. او با تمام وجود به مطالعة و يادگيري كتب و متون عربي مي پرداخت او درعين مطالعه و تحصيل هرگز از طاعت بندگي خدا و انجام فرائض ديني حتي از نماز شبش غافل نبود. اخلاق ، ادب ، فداكاري ، صبر و حوصله ، تحمل سختي ها ، احترام به ديگران و افتادگي تمامي وجود مباركش را مي آراست و پس از پايان تحصيل و اخذ مدرك ليسانس دوباره به آموزش و پرورش تنكابن بازگشت و در دبيرستان هاي اين شهر مشغول به تدريس رشته ي عربي گرديد و همواره به عنوان يك معلم دلسوز وموفق و نمونه زبانزد خاص و عام بود تا اينكه در سال 1371 ازدواج كرد و تشكيل خانواده داد. و درسال 1373 صاحب يك فرزند پسر گرديد و نامش را نعمان نهاد و پس از تشكيل زندگي و تهية مسكن همچنان شبانه روز به مطالعه ادامه مي داد اساساً مطالعه جزء لاينفك زندگي او بود و در شبانه روز 8 تا 10 ساعت مطالعه مي كرد . و براي به دست آوردن و يا آشنايي با منابع جديد رشته خود از تمامي نمايشگاه هاي كتاب بازديد مي كرد و اكثر كتابخانه هاي معتبر و كوچك كشور اعم ازكتاب خانه هاي حوزه و دانشگاه و كتابخانه هاي عمومي و آزاد را براي دست يابي به كتاب هاي موردنياز درنورديد . براي منابع موردنياز خود دهها جلد كتاب از طريق نمايشگاه بين المللي از كشورهاي سوريه ـ لبنان و مصر خريداري و مطالعه مي نمود و سرانجام در سال 78 در آزمون سراسري كارشناسي ارشد دانشگاه آزاد شركت و در واحد قم و در رشته ي ادبيات عرب به عنوان نفر اول پذيرفته شد ولي به علت مشكلات زندگي موفق به رفتن نشد و درسال 1379 دوباره در آزمون پذيرفته شد و باز به دلايلي كه گفته شد نتوانست به تحصيل ادامه دهد و سرانجام در سال 1380 براي بارسوم در آزمون قبول شد و خلاصه توانست در مقطع كارشناسي ارشد در شهرستان قم به تحصيل ادامه دهد و به آرزوي خود دست يابد.
اين دوران ، دوران اوج شكوفايي استعداد و بروز توانايي هاي او در رشته ي مورد تحصيلش بود و توانست به منابع عظيمي از علوم زبان ادبيات عرب دست يابد و كتابهاي زيادي را مطالعه نمايد تاجايي كه كتاب هاي موجود دركتابخانه هاي كشور و كتاب هاي بخش عربي نمايشگاه بين المللي كتاب كه همه ساله شركت مي نمود نياز علمي اش را برآورده نمي كرد. و سرانجام درسال 83 كارشناسي ارشد را به پايان رساند و توانست رساله اي را با عنوان فعل هاي لازم و متعددي در علوم قرآن تأليف و تدوين نمايد كه از نوع منابع تاريخي و علمي بي نظير بود كه مورد حيرت اهل علم در اين رشته گرديد و سرانجام براي بار اول در بهار سال 84 توانست در آزمون رشته ي دكتراي زبان ادبيات عرب دانشگاه اصفهان شركت نمايد او عليرغم تحصيل و تدريس و درگيربودن با مشكلات روزمره زندگي همواره به ترجمه متون عربي مشغول بود و در اين اواخر 2جلد كتاب را در دست ترجمه داشت البته ترجمه كردن برايش امري عادي بود.
خارج از مطالعات تحصيلي مطالعات گسترده در مورد كتاب هاي مختلف را داشته است. تمامي كتابهاي استاد مطهري و استاد محمدرضا حكمي را مطالعه نمود و خارج از اين مطالعه ي فراواني درباب مسائل مختلف از جمله تاريخ ادبيات ايران را داشت و تمامي انديشمندان و صاحب نظران تاريخ ادبيات ايران را به كلي مي شناخت . آثار كلية شعرا و عرفا را كاملاً مطالعه و اطلاعات كافي داشت فلسفه و نظريه هاي فلسفي فيلسوفان جهان را به خوبي مي شناخت او به نهضت هاي صدسالة اخير ، كشورهاي عربي و جمال عبدالناصر را به خوبي آشنا بود و در اين رابطه مطالعه و آگاهي كافي در مورد نهضت هاي صدساله ي آفريقا داشت به شكلي كه انسان مي پنداشت در همه جا حضور دارد . در مورد نهضت هاي دهه هاي اخير آمريكاي جنوبي چه از شيلي و دكتر آلنده و چگوآراوكوبا و فيدل كاسترو و كنكو و پاتريس لموفبو مطالعه زيادي داشت او انساني بود در مورد مسائل پيرامون دنياي خويش در همه زمينه هاي چه گذشته و چه حال اطلاعات كافي داشت و همچنين اشيان به گواهي دوستانش حدود 2 الي 3 هزار بيت شعر عربي را از حفظ داشت .
او همواره از بدو پيروزي انقلاب همراه امام و انقلاب بود و ايشان اولين مسئول پايگاه هاي بسيج روستايي درشهرستان رامسر بود كه از ابتداي تشكيل بسيج بيشترين خدمت را جهت سامان دهي پايگاه هاي بسيج انجام داده ، همواره تا آخر عمر يك بسيجي بي ادعا از خدمت به انقلاب كوتاهي نكرد. او به امام علاقه ي خاصي داشت به عنوان نمونه در تشيع جنازة امام از تهران تا بهشت زهرا را پياده رفته و برگشته بود تا جايي كه زيرپايش تاول زده بود.
او علاوه بر تدريس در آموزش و پرورش از آغاز تشكيل مدرسة شاه آبادي در رامسر كه دورة كارداني داشت به عنوان يك استاد موفق در آنجا تدريس نمود و بعداً در دانشگاه پيام نور رامسر و در سال گذشته در دانشگاه پيام نور تنكابن مشغول تدريس بود او در مقابل تدريس خيلي به مسائل مادي توجه نداشت . باتوجه به اين كه بهترين معلم بود و همواره داوطلبان كلاس خصوصي فراواني داشت ولي هرگز در قبال تدريس خصوصي در منزل علاقه اي به گرفتن پول نداشت او در طي چندين سال صدها انتخاب رشته براي داوطلبان دانشگاه نمود كه از كسي ديناري نگرفت او درسال گذشته به عنوان معلم نمونه انتخاب شد كه انتخاب به جايي بود عليرغم مسائل فوق ذكر خصوصيات اخلاقي او در زندگي شخصي هميشه به صورت الگو و سمبل بود. در عين مشغله ي تحصيلي هرگز از مسائل زندگي خانوادگي غافل نبود. او همسري مهربان و دلسوز و خدمتگذار بود وهرگز اجازه نمي داد زحمت و مشقتي به زن و فرزندش وارد شود او بسيار خوشرو و حوصله مند بود و در همه امور خانه به همسرش كمك مي كرد و گاهي پيشي مي گرفت كه مورد اعتراض همسرش واقع مي شد كه چرا اين قدر خود را به زحمت مي اندازد . پدري مهربان و راهنمايي آگاه براي يگانه فرزندش نعمان بود و مي خواست فرزندش را همچون بهتر از خود تربيت كند كه افسوس نشد او بسيار به حقوق زن و فرزندش احترام مي گذاشت در نوع دوستي احترام به پدر و مادر و برادران و خواهران و فاميلان و بستگان فوق العاده بود و در رعايت حقوق همسايگان بسيار معتقد و كوشا بود هرچه از خصوصيات اخلاقي او بگوئيم كم گفته ايم زبان عاجز است و قلم ناتوان .
و سرانجام او با همه تلاش ها و آرزوهايش در نيمه شب جمعه 13 خرداد 1384 در يك حادثة رانندگي دلخراش ناجوانمردانه در حومه ي شهرستان رودسر دعوت حق را لبيك گفت و خورشيد عمرش غروب كرد و به جوار حق تعالي پيوست و آن همه اندوخته هاي علمي اش را با خود به زيرخاك برد و كتابهايش را به يادگاري گذاشت واز مدرسه و دانشگاه وداع كرد و همسر و يگانه فرزندش را تنها گذاشت و تمامي خانواده و دوستان و آشنايان را در غم خود سوگوار نمود و جامعة فرهنگي از بركت وجودش محروم گشت و دوستان زيادي درغم فراق او نوحه سرايي نموده و شعر سرودند روحش با صالحان محشور باد يادش گرامي و راهش پر رهروباد
|
|
|
| ||||||||||||
|
|
| |||||||||||||
سروده اي از ذبيح الله پهلوان يلي در رثاي زنده ياد استادخيراله اكرانژاد به نام خدا
« احمد الياسي » |
| |||||||||||||
|
|
|
|
تيرماه 84
مصادف با اربعين استاد خيرالله اكرانژاد
این وبلاگ جهت برقراری ارتباط با همکاران گرامی و رفع اشکال درسی دانش آموزان و داوطلبان کنکور طراحی شده خواهشمند است با نظرات سازنده تان مارا یاری فر مائید.